الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
119
الغدير ( فارسى )
منتهى مىشود به زيد بن ارقم كه گفت : رسول خدا در بازگشت از حجة الوداع آمد تا در جحفه بين مكّه و مدينه فرود آمد و امر فرمود تا زير درختان عظيم و انبوه آنجا را از خار و خاشاك پاك كردند ، سپس مردم را به نماز فراخواندند . آن روز بسيار گرم و سوزان بود و همگى به سوى آن حضرت روانه شديم ، در حالى كه بعضى از ما قسمتى از رداى خود را بر سر كشيده و قسمتى را از شدت حرارت زمين زير پا نهاده بودند . رسول خدا نماز ظهر را با ما به جا آورد و سپس رو به طرف ما بگردانيد و فرمود : حمد و ستايش مخصوص خداوند است . او را مىستاييم و از او يارى مىجوييم و به او ايمان داريم و بر او توكل مىكنيم . از بدكردارىها و كژانديشىها به خدا پناه مىبريم ، آن خداوندى كه هركس را در اثر سلب عنايت گمراه كرد ، براى او راهنمايى نيست و كسى را كه راهنمايى فرمود ، هرگز گمراه كنندهاى نخواهد بود ، و گواهى مىدهيم كه معبود لايق پرستش جز ذات مقدس و منزه او نيست و محمّد بنده و فرستادهء اوست . اما بعد ، اى مردم ، بدانيد كه هيچ پيامبرى را جز نيمى از عمر پيامبر پيش از او نيست ، چنان كه عيسى بن مريم چهل سال در ميان قوم خود زيست و من نيز در مدّت بيست سال شريعت خود را اجرا نمودم . آگاه باشيد كه زمان جدايى من از شما نزديك است و من و شما همگى مسئول هستيم . اكنون بگوييد آيا من رسالتم را تبليغ نمودم ؟ در اين هنگام از هرسويى ندايى برخاست و همگى گفتند : شهادت مىدهيم كه تو بندهء خدا و فرستادهء او هستى و هرآينه رسالت خداوندى را تبليغ فرمودى و در راه خدا كوشش كردى و به امر خدا مبادرت ورزيدى و تا آخرين دم بندگى او نمودى . خداى بهترين پاداش را كه به پيغمبرى عطا مىكند ، به تو عطا فرمايد . در اين هنگام فرمود : آيا نه اين است كه به يكتايى خدا گواهى مىدهيد و به اينكه محمّد بنده و فرستادهء اوست و بهشت و دوزخ حق است ، و به تمامى كتاب خدا ايمان داريد ؟ گفتند : آرى . فرمود : من نيز شهادت مىدهم كه به راستى شما را خواندم و شما نيز دعوت مرا تصديق كرديد . آگاه باشيد كه من به ديگر سراى بر شما پيشى مىگيرم و شما پس از من به زودى در كنار حوض بر من وارد مىشويد و هنگامى كه مرا ملاقات مىكنيد ، من از شما بازخواست خواهم كرد كه بعد از من با دو چيز گرانبها و نفيس كه در